مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

312

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كسى را كه بميرد گويند : دنيايش هلاك شد . بدين گونه ، جز آنچه فانى است و رونده ، دنيا ناميده نمىشود . و وزن دنيا وزن فعلى است از مادهء دنوّ ( نزديكى ) مانند صغرى و كبرى ، شاعر گويد : گيرم كه دنيا ناخواسته به سوى تو كشيده شود ، / آيا گردش اين همه ، روى در زوال ندارد ؟ / جهان تو نيست جز سايه‌اى كه بر تو پرده افكنده / و سپس روى در زوال دارد . و از همين جاست كه گفته شده است : « دنيا دنيّه » است ، يعنى به مانند اسم اوست و اينكه : الدنيا دنى كثيره : دنيا دنياهاى بسيار است . پس هر انسانى ، دنياى ويژهء خويش دارد ، در درون خويش . پس مال او دنياى اوست و جاه او دنياى اوست و عمرش دنياى اوست و مكانش دنياى اوست و هر چه بدان دسترس دارد و از آن شاد مىگردد و فانى است ، دنياى اوست . و از بعضى شنيدم كه اين شعر را مىخواند : تو دنيايى ، چون است كه به نكوهش دنيا مىپردازى / دنيايى كه تو آنى و سرانجام توست . و از خبر على بن ابى طالب ( ع ) دانسته مىشود كه زمين از دنيا به شمار مىرود ، آنجا كه در پاسخ كسى كه نكوهش دنيا كرده بود ، مىگويد : « جايگاه فرود آمدن وحى الاهى است و نمازگاه فرشتگان و بازار اولياى خداوند » و دليل اينكه آسمان از شمار دنياست سخن خداى تعالى است كه « آن روز كه درنورديم آسمان را چون در نوشتن دبير نامه را » ( 21 : 104 ) اگر از شمار آخرت بود درنورديده نمىشد چرا كه آخرت فانى نيست . در ياد كرد خلقى كه پيش از آدم بوده‌اند در حديث آمده است كه خداى همه چيز را پيش از آدم بيافريد و آدم پس از ايجاد خلق ، آفريده شد . زيرا كه آدم [ در آخر ايام ] خلق آفريده شد . ما پيش از اين ، دربارهء آفرينش فرشتگان ، سخن گفتيم و اينك به گفتار دربارهء پريان مىپردازيم : خداى تعالى گويد : « بيافريد مردم را از گل خشك چون سفالى و بيافريد پريان را از زبانهء بىدود صافى از آتش . » ( 55 : 14 ) و در خبر آمده است كه پيامبر گفت : « خداى تعالى فرشتگان را از نور آفريد . » و خداى تعالى گويد : « و خداى بيافريد هر جنبنده‌اى را از آب » ( 24 : 45 ) و گويد : « و فرود آورديم ما از آسمان آبى به بركت برويانديم ما بدان آب بوستانهايى و دانه‌هاى درودنى . » ( 50 : 9 ) و خدا جلّ ذكره گويد : و برويانيديم در آنجا از هر چيزى سنجيدنى . » ( 15 : 19 ) بعضى از اهل تفسير گفته‌اند ، منظور از آن جواهرى است كه وزن